تالار گفتگوی تخصصی حسابداری فروم لرن

Full Version: ENGLISH STORY
You're currently viewing a stripped down version of our content. View the full version with proper formatting.
Pages: 1 2
سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستانم.
در این بخش داستانهایی کوتاه به زبان انگلیسی قرار بدهیم.در این بخش هدف ترجمه نیست-بلکه درک داستان و ترجمه ذهنی کافیست.
درنتیجه از دوستانم خواهشمندم تقاضای ترجمه کلی متن را نفرمایید-فقط درصورتیکه در ترجمه لغتی با مشکل مواجه شدید-درخواست ترجمه آن لغات را کنیم.تا بدینوسیله دامنه لغاتمان را نیز گسترش دهیم.
باسپاس...
Success - Socrates
موفقیت -سقراط

A young man asked Socrates the secret of success. Socrates told the young man to meet him near the river the next morning. They met. Socrates asked the young man to walk with him into the river. When the water got up to their neck, Socrates took the young man by surprise and swiftly ducked him into the water.




The boy struggled to get out but Socrates was strong and kept him there until the boy started turning blue. Socrates pulled the boy’s head out of the water and the first thing the young man did was to gasp and take a deep breath of air.




Socrates asked him, "what did you want the most when you were there?" The boy replied, "Air". Socrates said, "That is the secret of success! When you want success as badly as you wanted the air, then you will get it!" There is no other secret
باسلام وتشکر از لطفتون
گویا دراینجا خواننده نبایست از دیکشنری استفاده کند/اگر اشتباه متوجه شدم تذکر بدهید/ معنی لغات زیر در ذهنم نبوده (لطفا اگر امکان دارد به انگلیسی وفارسی ترجمه بفرمایید)

as badly asو struggled وswiftly

بااحترام
(۱۵ شهریور ۱۳۹۲، ۱۲:۱۴ ب.ظ)marzieh نوشته: [ -> ]باسلام وتشکر از لطفتون
گویا دراینجا خواننده نبایست از دیکشنری استفاده کند/اگر اشتباه متوجه شدم تذکر بدهید/ معنی لغات زیر در ذهنم نبوده (لطفا اگر امکان دارد به انگلیسی وفارسی ترجمه بفرمایید)

as badly asو struggled وswiftly

بااحترام

سلام دوست عزیز.
در وهله اول بابت توجه تون به این بخش سپاسگزارم.
واما پاسخ پرسش تون:میتوانید از دیکشنری استفاده کنید-فقط درخواست ترجمه کلی نشه.

as badly as:همانند شرایط بد- به بدی- به سختی
swift:سریع-چابک
struggle:دست و پا زدن-ستیز- نبرد-مبارزه-کوشش-
داستان طنز جهانگرد...


One summer day, when tourists were lining up to enter a stately house,

an old gentleman whispered to the person behind him

“Take a look at the little fellow in front of me with the poodle cut and

the blue jeans. Is it a boy or a girl!?” “It’s a girl

” came the angry answer

“I ought to know. She’s my daughter.” “Forgive me, sir

apologized the old fellow

“I never dreamed you were her father.” “I’m not,” said the parent with

blue jeans. “I’m her mother!
باسلام.
دوستان-من حس میکنم از داستانها استقبال نشده! احتمال میدم دلیلش -اینه که وقتی میبینیم ترجمه چند لغت رو نمیدونیم- از خواندن ادامه داستان انصراف میدیم.
بهمین دلیل من پیشنهادی دارم.که بعد از داستان لغاتی رو که حس میکنیم ترجمه شون میتونه مشکل باشه و یا به گوش ما ناآشنا است-ترجمه کنیم که همه دوستانمون از خواندن داستانهای این بخش لذت ببرند.
(۲۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۱:۵۷ ب.ظ)moongirl نوشته: [ -> ]باسلام.
دوستان-من حس میکنم از داستانها استقبال نشده! احتمال میدم دلیلش -اینه که وقتی میبینیم ترجمه چند لغت رو نمیدونیم- از خواندن ادامه داستان انصراف میدیم.
بهمین دلیل من پیشنهادی دارم.که بعد از داستان لغاتی رو که حس میکنیم ترجمه شون میتونه مشکل باشه و یا به گوش ما ناآشنا است-ترجمه کنیم که همه دوستانمون از خواندن داستانهای این بخش لذت ببرند.

سلام
عزیزم به نظرم استقبال بد نبوده است(به تعداد بازدیدها نگاه کنید/مفید یا غیر مفید بودن موضوع رو نمیدونم)بانظرت راجع به گذاردن معانی برخی از کلمات موافقم/ حال به دو روش
1:خود خواننده کلماتی را که برایش آشنا نیست را به دنبالش بگردد ودر نقل قول داستان مربوطه قرار دهد
2:خواننده کلمات ناآشنا را بصورت سوال واینکه ترجمه اش توسط دیگران/نویسنده انجام شود در تاپیک قراردهد.
بااحترام
(۲۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۳:۳۵ ب.ظ)marzieh نوشته: [ -> ]سلام
عزیزم به نظرم استقبال بد نبوده است(به تعداد بازدیدها نگاه کنید/مفید یا غیر مفید بودن موضوع رو نمیدونم)بانظرت راجع به گذاردن معانی برخی از کلمات موافقم/ حال به دو روش
1:خود خواننده کلماتی را که برایش آشنا نیست را به دنبالش بگردد ودر نقل قول داستان مربوطه قرار دهد
2:خواننده کلمات ناآشنا را بصورت سوال واینکه ترجمه اش توسط دیگران/نویسنده انجام شود در تاپیک قراردهد.
بااحترام

باسلام مجدد.
هردوروش خوبی هستن....
باتشکر
The Loan


Two friends, Sam and Mike, were riding on a bus. Suddenly the bus stopped and bandits got on

The bandits began robbing the passengers. They were taking the passengers’ jewelry and watches

They were taking all their money, too. Sam opened his wallet and took out twenty dollars. He gave

the twenty dollars to Mike. “Why are you giving me this money?” Mike asked. “Last week I didn’t

have any money, and you loaned me twenty dollars, remember?” sam said. “Yes, I remember,” Mike
said. “I’m paying you back,” Sam said.

Hi my dear friend,Mina.
I read this story but in another place,in the bank.
I say thank you ,because you make me laughing again.
Dear mina I want you to countinue and make this topic (english story) alive.
with respect-moongirl
Pages: 1 2