۰۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۲ ب.ظ
آربیتراژ در علم اقتصاد و مالیه به معنای بهره گرفتن از تفاوت قیمت بین دو یا چند بازار برای کسب سود است.
آربیتراژ «Arbitrage» به مفهوم کسب سود از اختلاف قیمت در دو یا چند بازار است. البته شاید خیلی از تراکنشهای مالی بر اساس این تعریف آربیتراژ خوانده شود ولی باید توجه داشت که آربیتراژ به صورت آکادمیک به مجموعه تراکنشهای مالی اطلاق میشود که در هیچ حالتی باعث زیان نشده و حداقل در یک حالت باعث سود شود؛ به عبارتی آربیتراژ به طور ایده آل یک معامله بدون ریسک «Risk Free» است.
به عبارتی سود آربیتراژی زمانی ایجاد میشود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه میشود اما قیمتهای یکسانی ندارد. این اختلاف میتواند هم از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت رخ بدهد.
یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریباً به صفر رسانده است. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد میکند که موجب میشود قیمتها به طرز قابل توجهی از ارزش منصفانه و واقعیشان در درازمدت منحرف نشوند.
تعادل آربیتراژی
شرط دیگر اطلاق آربیتراژ به تعاملات مالی این است که خرید و فروش به صورت همزمان انجام شود. در حالتی که قیمتها در بازارهای مختلف امکان آربیتراژ را نداشته باشد، میتوان گفت که که بازارها در تعادل آربیتراژی «Arbitrage Equilibrium» هستند. از مصادیق بارز آربیتراژ معاملات ارزی و سود بردن از نرخ تبدیل ارزهای مختلف در بازارهای مختلف است.
آربیتراژ «و به تبع آن بازار یا قیمت بدون آربیتراژ» کلیدیترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است و همان نقشی را بازی میکند که «تعادل» برای اقتصاددانها دارد. البته فقدان آربیتراژ و تعادل در واقع دو روی یک سکه هستند و هر دو به مفاهیم مشترکی اشاره میکنند.
دو رویکرد متفاوت آربیتراژ
مفهوم آربیتراژ را میتوان حداقل با دو رویکرد متفاوت «و البته معادل» توضیح داد. اولین توضیح میتواند این باشد که دقت کنیم که داراییها در بازار قابل بازتولید شدن توسط داراییهای دیگر هستند. یعنی میتوان خروجی یک دارایی را عیناً توسط ترکیبی از داراییهای دیگر به دست آورد.
حال اگر قیمت دو دارایی با هم متفاوت باشد آربیتراژ رخ میدهد. تعریف دوم که تعریف ریاضی و دقیق است میگوید آربیتراژ زمانی رخ میدهد که قیمت سبدی از داراییها در همه حالتها صفر یا منفی و بازده آن در همه حالتها بزرگتر یا مساوی صفر و در برخی حالتها اکیداً بزرگتر از صفر باشد. یعنی ما بدون این که هزینهای متحمل شویم سود انتظاری مثبت به دست میآوریم. دقت کنید که این مفهوم به عبارت «ناهار مجانی» اقتصاددانها بسیار شبیه است.
چند مثال ساده
مثال ۱- فرض کنید نرخ تبدیل دلار به ریال ۱,۰۰۰ تومان، یورو به ریال ۱,۳۰۰ تومان و یورو به دلار ۱,۴۰۰ تومان باشد. اگر یک واحد یورو را به دلار تبدیل کرده و با آن ریال بخریم و دوباره ریال را به یورو تبدیل کنیم ۱۰۰ تومان سود میکنیم. یعنی دو سبد متفاوت از دلار و ریال و یورو با ارزش یورویی یکسان قیمت ریالی یکسان ندارند.
مثال ۲- فرض کنید قیمت فروش امروز نفت ۶۰ دلار و قیمت فروش آن برای تحویل در سال آینده ۸۰ دلار باشد. همچنین فرض کنید نرخ بهره ۲۰ درصد و هزینه انبار و «بیمه» نفت توسط فروشنده ۵ دلار به ازای هر بشکه باشد. من اگر امروز ۶۰ دلار وام بگیرم و با آن همین الان نفت بخرم و بخواهم که نفت را سال آینده تحویل بگیرم قیمت نفت برای من برای تحویل در سال آینده ۶۰ دلار «قیمت نفت» + ۱۲ دلار «نرخ بهره» + ۵ دلار «هزینه نگهداری و بیمه» = ۷۷ دلار در میآید. لذا من میتوانم دارایی که نفت را در سال آینده ۸۰ دلار میفروشد با ۷۷ دلار تولید کنم، من هیچ پولی از جیبم ندادم (وام گرفتم) و سال آینده ۳ دلار سود قطعی میکنم.
سبد دارای آربیتراژ
نکته بسیار کلیدی در مفهوم آربیتراژ این است که سبد دارای آربیتراژ باید در «همه حالتها» بازده غیرمنفی داشته باشد و گرنه اصطلاح آربیتراژ به آن اطلاق نمیشود. لذا مثلاً خرید یک کالا از یک کشور و صادرات آن به کشور دیگر با قیمت متفاوت آربیتراژ نیست؛ چرا که تجارت با ریسکهای متعددی از جمله کاهش قیمت محصول یا ظهور محصول رقیب مواجه است. به همین خاطر بود که اشاره شد به عبارت «بیمه» در مثال نفت دقت کنید. اگر من نفت بخرم و ریسک آتش سوزی نفت انبار شده وجود داشته باشد، دیگر آربیتراژ نداریم و لذا برای بررسی وجود یا عدم وجود آربیتراژ باید «هزینه بیمه» را هم به آن اضافه کنم.
خرید سهام و خانه
به عنوان مثالی دیگر به بازده سهام دقت کنید. بازده متوسط سهام به وضوح بالاتر از اوراق مشارکت است ولی این آربیتراژ نیست چرا که حالتهایی هم وجود دارد که سهام از اوراق مشارکت کمتر سود میدهد. اگر وضعیت طوری بود که سهام «در هر صورت» از اوراق مشارکت بیشتر سود میداد با آربیتراژ مواجه بودیم. خرید خانه هم باز مثالی برای آربیتراژ نیست چرا که در سالهای رکود قیمت ظاهری خانه ثابت میماند و لذا با در نظر گرفتن هزینه فرصت پول بازده سرمایهگذاری منفی میشود.
ریسک صفر وجود ندارد
در عمل تقریباً هیچ سبدی را نمیتوان یافت که دارای ریسک صفر باشد چرا که حتی مثلاً وقتی یک سوداگر متوجه میشود که قیمت نسبی ین و پوند در ژاپن و دوبی یکسان نیست و لذا با انتخاب سبد مناسب میتوان از این وضعیت بهره برد، باز یک فاصله زمانی بسیار اندک بین انجام خرید و فروش وجود دارد که همین فاصله زمانی ریسکی حتی بسیار اندک را به موضوع تحمیل میکند (ممکن است تا بخواهیم ین را از جای ارزانتر بخریم و خرید را ثبت کنیم، قیمت ین در جای دیگر جا به جا شود و ما ضرر کنیم) ولی معمولاً از این ریسکهای بسیار اندک صرفه نظر میکنیم.
فقدان آربیتراژ
بخش مهمی از ادبیات قیمتگذاری داراییها و مشتقات مالی در فاینانس بر مبنای اصل یک قیمت «یا فقدان آربیتراژ» شکل میگیرد و در آن قیمت تعادلی یک دارایی به شکلی محاسبه میشود که امکان آربیتراژ وجود نداشته باشد. چون بازارهای مالی معمولاً هزینه مبادله اندک و نقدشوندگی بالا دارند، هر گونه فرصت احتمالی آربیتراژ به سرعت خنثی شده «و البته کسانی هم از این فرصت موقت بهره بردهاند» و لذا فرض فقدان آربیتراژ فرض قابل قبولی است.
دقت کنید که در عمل بسیاری از فرصت های آربیتراژ به دلیل تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک دارایی «هزینه واسطه گری» از بین می رود. ضمن این که خیلی وقت ها آربیتراژ آن قدر کوچک است «مثلا ۱۰ یورو روی یک میلیون یورو معامله» که شکار آن اصلا صرف نمیکند.
زمان بدست آمدن سود آربیتراژی
سود آربیتراژی زمانی ایجاد میشود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه میشود اما قیمتهای یکسانی ندارد. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد میکند که موجب میشود قیمتها به طرز قابلتوجهی از ارزش منصفانه و واقعیشان در درازمدت منحرف نشوند.
فرض کنید قیمت خودرو صفر کیلومتر در کارخانه ۲۰ میلیون تومان و در نمایشگاه ۲۱ میلیون تومان است. شما میتوانید با خرید فوری خودرو از کارخانه و فروش آن به خریدار نهایی یک میلیون تومان سود کنید. به این سود، سود آربیتراژی گفته میشود.
یا ممکن است قیمت هر کیلو گردو ۱۵,۰۰۰ تومان و هر کیلو مغز گردو ۵۰,۰۰۰ تومان باشد. شما حساب میکنید هر دو کیلو گردو، یک کیلو مغز گردو میدهد و هزینه کارگری برای شکستن دو کیلو گردوها و تبدیل آن به مغز گردو ۱۰,۰۰۰ تومان است. در این صورت شما با خرید دو کیلو گردو و پرداخت ۱۰,۰۰۰ تومان هزینه کارگر، صاحب یک کیلو مغز گردو میشوید که میتوانید با فروش آن به مصرف کننده ۱۰,۰۰۰ تومان سود کنید. این سود نیز سود آربیتراژی است.
شرکتهای بینالمللی که سهامشان در بورس کشورهای مختلف عرضه شده است نیز میتوانند سود آربیتراژ داشته باشند. به این صورت که ممکن است سهام شرکتی در بورس ژاپن به قیمتی معامله شود که با قیمت آن در بورس آمریکا متفاوت باشد. سرمایه گذارانی که از این اختلاف قیمت مطلع باشند میتوانند از این فرصت برای کسب سود استفاده کنند.
نقش تکنولوژی
البته با توجه به پیشرفت تکنولوژی، کسب سود از قیمتگذاری اشتباه در بازار بسیار مشکل شده است. بیشتر معاملهگران از سیستمهای کامپیوتری استفاده میکنند تا نوسانات ابزارهای مالی مشابه را رصد کنند. در مورد هر قیمتگذاری اشتباه و ناکارآمدی معمولاً به سرعت اقدامات لازم انجام میگیرد و فرصت کسب سود از آن، اغلب در عرض چند ثانیه حذف میشود.
یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریباً به صفر رسانده است. این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و … که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد. اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار «نقد و آتی» خریده و در بازار دیگر به فروش برساند. اگر قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
منبع: تازههای حسابداری
آربیتراژ «Arbitrage» به مفهوم کسب سود از اختلاف قیمت در دو یا چند بازار است. البته شاید خیلی از تراکنشهای مالی بر اساس این تعریف آربیتراژ خوانده شود ولی باید توجه داشت که آربیتراژ به صورت آکادمیک به مجموعه تراکنشهای مالی اطلاق میشود که در هیچ حالتی باعث زیان نشده و حداقل در یک حالت باعث سود شود؛ به عبارتی آربیتراژ به طور ایده آل یک معامله بدون ریسک «Risk Free» است.
به عبارتی سود آربیتراژی زمانی ایجاد میشود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه میشود اما قیمتهای یکسانی ندارد. این اختلاف میتواند هم از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت رخ بدهد.
یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریباً به صفر رسانده است. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد میکند که موجب میشود قیمتها به طرز قابل توجهی از ارزش منصفانه و واقعیشان در درازمدت منحرف نشوند.
تعادل آربیتراژی
شرط دیگر اطلاق آربیتراژ به تعاملات مالی این است که خرید و فروش به صورت همزمان انجام شود. در حالتی که قیمتها در بازارهای مختلف امکان آربیتراژ را نداشته باشد، میتوان گفت که که بازارها در تعادل آربیتراژی «Arbitrage Equilibrium» هستند. از مصادیق بارز آربیتراژ معاملات ارزی و سود بردن از نرخ تبدیل ارزهای مختلف در بازارهای مختلف است.
آربیتراژ «و به تبع آن بازار یا قیمت بدون آربیتراژ» کلیدیترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است و همان نقشی را بازی میکند که «تعادل» برای اقتصاددانها دارد. البته فقدان آربیتراژ و تعادل در واقع دو روی یک سکه هستند و هر دو به مفاهیم مشترکی اشاره میکنند.
دو رویکرد متفاوت آربیتراژ
مفهوم آربیتراژ را میتوان حداقل با دو رویکرد متفاوت «و البته معادل» توضیح داد. اولین توضیح میتواند این باشد که دقت کنیم که داراییها در بازار قابل بازتولید شدن توسط داراییهای دیگر هستند. یعنی میتوان خروجی یک دارایی را عیناً توسط ترکیبی از داراییهای دیگر به دست آورد.
حال اگر قیمت دو دارایی با هم متفاوت باشد آربیتراژ رخ میدهد. تعریف دوم که تعریف ریاضی و دقیق است میگوید آربیتراژ زمانی رخ میدهد که قیمت سبدی از داراییها در همه حالتها صفر یا منفی و بازده آن در همه حالتها بزرگتر یا مساوی صفر و در برخی حالتها اکیداً بزرگتر از صفر باشد. یعنی ما بدون این که هزینهای متحمل شویم سود انتظاری مثبت به دست میآوریم. دقت کنید که این مفهوم به عبارت «ناهار مجانی» اقتصاددانها بسیار شبیه است.
چند مثال ساده
مثال ۱- فرض کنید نرخ تبدیل دلار به ریال ۱,۰۰۰ تومان، یورو به ریال ۱,۳۰۰ تومان و یورو به دلار ۱,۴۰۰ تومان باشد. اگر یک واحد یورو را به دلار تبدیل کرده و با آن ریال بخریم و دوباره ریال را به یورو تبدیل کنیم ۱۰۰ تومان سود میکنیم. یعنی دو سبد متفاوت از دلار و ریال و یورو با ارزش یورویی یکسان قیمت ریالی یکسان ندارند.
مثال ۲- فرض کنید قیمت فروش امروز نفت ۶۰ دلار و قیمت فروش آن برای تحویل در سال آینده ۸۰ دلار باشد. همچنین فرض کنید نرخ بهره ۲۰ درصد و هزینه انبار و «بیمه» نفت توسط فروشنده ۵ دلار به ازای هر بشکه باشد. من اگر امروز ۶۰ دلار وام بگیرم و با آن همین الان نفت بخرم و بخواهم که نفت را سال آینده تحویل بگیرم قیمت نفت برای من برای تحویل در سال آینده ۶۰ دلار «قیمت نفت» + ۱۲ دلار «نرخ بهره» + ۵ دلار «هزینه نگهداری و بیمه» = ۷۷ دلار در میآید. لذا من میتوانم دارایی که نفت را در سال آینده ۸۰ دلار میفروشد با ۷۷ دلار تولید کنم، من هیچ پولی از جیبم ندادم (وام گرفتم) و سال آینده ۳ دلار سود قطعی میکنم.
سبد دارای آربیتراژ
نکته بسیار کلیدی در مفهوم آربیتراژ این است که سبد دارای آربیتراژ باید در «همه حالتها» بازده غیرمنفی داشته باشد و گرنه اصطلاح آربیتراژ به آن اطلاق نمیشود. لذا مثلاً خرید یک کالا از یک کشور و صادرات آن به کشور دیگر با قیمت متفاوت آربیتراژ نیست؛ چرا که تجارت با ریسکهای متعددی از جمله کاهش قیمت محصول یا ظهور محصول رقیب مواجه است. به همین خاطر بود که اشاره شد به عبارت «بیمه» در مثال نفت دقت کنید. اگر من نفت بخرم و ریسک آتش سوزی نفت انبار شده وجود داشته باشد، دیگر آربیتراژ نداریم و لذا برای بررسی وجود یا عدم وجود آربیتراژ باید «هزینه بیمه» را هم به آن اضافه کنم.
خرید سهام و خانه
به عنوان مثالی دیگر به بازده سهام دقت کنید. بازده متوسط سهام به وضوح بالاتر از اوراق مشارکت است ولی این آربیتراژ نیست چرا که حالتهایی هم وجود دارد که سهام از اوراق مشارکت کمتر سود میدهد. اگر وضعیت طوری بود که سهام «در هر صورت» از اوراق مشارکت بیشتر سود میداد با آربیتراژ مواجه بودیم. خرید خانه هم باز مثالی برای آربیتراژ نیست چرا که در سالهای رکود قیمت ظاهری خانه ثابت میماند و لذا با در نظر گرفتن هزینه فرصت پول بازده سرمایهگذاری منفی میشود.
ریسک صفر وجود ندارد
در عمل تقریباً هیچ سبدی را نمیتوان یافت که دارای ریسک صفر باشد چرا که حتی مثلاً وقتی یک سوداگر متوجه میشود که قیمت نسبی ین و پوند در ژاپن و دوبی یکسان نیست و لذا با انتخاب سبد مناسب میتوان از این وضعیت بهره برد، باز یک فاصله زمانی بسیار اندک بین انجام خرید و فروش وجود دارد که همین فاصله زمانی ریسکی حتی بسیار اندک را به موضوع تحمیل میکند (ممکن است تا بخواهیم ین را از جای ارزانتر بخریم و خرید را ثبت کنیم، قیمت ین در جای دیگر جا به جا شود و ما ضرر کنیم) ولی معمولاً از این ریسکهای بسیار اندک صرفه نظر میکنیم.
فقدان آربیتراژ
بخش مهمی از ادبیات قیمتگذاری داراییها و مشتقات مالی در فاینانس بر مبنای اصل یک قیمت «یا فقدان آربیتراژ» شکل میگیرد و در آن قیمت تعادلی یک دارایی به شکلی محاسبه میشود که امکان آربیتراژ وجود نداشته باشد. چون بازارهای مالی معمولاً هزینه مبادله اندک و نقدشوندگی بالا دارند، هر گونه فرصت احتمالی آربیتراژ به سرعت خنثی شده «و البته کسانی هم از این فرصت موقت بهره بردهاند» و لذا فرض فقدان آربیتراژ فرض قابل قبولی است.
دقت کنید که در عمل بسیاری از فرصت های آربیتراژ به دلیل تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک دارایی «هزینه واسطه گری» از بین می رود. ضمن این که خیلی وقت ها آربیتراژ آن قدر کوچک است «مثلا ۱۰ یورو روی یک میلیون یورو معامله» که شکار آن اصلا صرف نمیکند.
زمان بدست آمدن سود آربیتراژی
سود آربیتراژی زمانی ایجاد میشود که یک کالای مشابه در دو بازار مختلف یا در مواردی خاص در دو قالب متفاوت عرضه میشود اما قیمتهای یکسانی ندارد. وجود آربیتراژ نتیجه ناکارآمد بودن بازار است و مکانیزمی ایجاد میکند که موجب میشود قیمتها به طرز قابلتوجهی از ارزش منصفانه و واقعیشان در درازمدت منحرف نشوند.
فرض کنید قیمت خودرو صفر کیلومتر در کارخانه ۲۰ میلیون تومان و در نمایشگاه ۲۱ میلیون تومان است. شما میتوانید با خرید فوری خودرو از کارخانه و فروش آن به خریدار نهایی یک میلیون تومان سود کنید. به این سود، سود آربیتراژی گفته میشود.
یا ممکن است قیمت هر کیلو گردو ۱۵,۰۰۰ تومان و هر کیلو مغز گردو ۵۰,۰۰۰ تومان باشد. شما حساب میکنید هر دو کیلو گردو، یک کیلو مغز گردو میدهد و هزینه کارگری برای شکستن دو کیلو گردوها و تبدیل آن به مغز گردو ۱۰,۰۰۰ تومان است. در این صورت شما با خرید دو کیلو گردو و پرداخت ۱۰,۰۰۰ تومان هزینه کارگر، صاحب یک کیلو مغز گردو میشوید که میتوانید با فروش آن به مصرف کننده ۱۰,۰۰۰ تومان سود کنید. این سود نیز سود آربیتراژی است.
شرکتهای بینالمللی که سهامشان در بورس کشورهای مختلف عرضه شده است نیز میتوانند سود آربیتراژ داشته باشند. به این صورت که ممکن است سهام شرکتی در بورس ژاپن به قیمتی معامله شود که با قیمت آن در بورس آمریکا متفاوت باشد. سرمایه گذارانی که از این اختلاف قیمت مطلع باشند میتوانند از این فرصت برای کسب سود استفاده کنند.
نقش تکنولوژی
البته با توجه به پیشرفت تکنولوژی، کسب سود از قیمتگذاری اشتباه در بازار بسیار مشکل شده است. بیشتر معاملهگران از سیستمهای کامپیوتری استفاده میکنند تا نوسانات ابزارهای مالی مشابه را رصد کنند. در مورد هر قیمتگذاری اشتباه و ناکارآمدی معمولاً به سرعت اقدامات لازم انجام میگیرد و فرصت کسب سود از آن، اغلب در عرض چند ثانیه حذف میشود.
یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریباً به صفر رسانده است. این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و … که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد. اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار «نقد و آتی» خریده و در بازار دیگر به فروش برساند. اگر قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
منبع: تازههای حسابداری
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "

