سلام دوست گرامی
ابتدا از طرف کلیه کاربران سایت به شما خیر مقدم عرض می کنم.
بر مبناي اصل "تعيين ارزش اقلام دارايي بر مبناي قيمت تمام شده" موجودي هاي كالا نيز مانند ساير دارايي ها، معمولا "بر مبناي بهاي تمام شده در ترازنامه" گزارش مي شوند، اما اگر به علت شرايط خاص بازار يا وضع موجودي كالا (مانند نابابي، كاهش سطح قيمت ها، آسيب ديدگي) و يا به علل ديگر، ارزش موجودي هاي كالاي پايان دوره، كمتر از بهاي تمام شده آن باشد، به پيروي از "اصل محافظه كاري" ترجيح داده مي شود كه براي ارزيابي موجودي كالا به جاي روش قيمت تمام شده از
قاعده اقل قيمت تمام شده يا قیمت بازار استفاده شود.
براي استفاده از قاعده اقل بهاي تمام شده يا قيمت بازار، ابتدا بايد قيمت تمام شده موجودي هاي كالا را با يكي از روش هاي (فايفو، لايفو، ميانگين) ارزيابي نمود و سپس ارزش بازار آن را در تاريخ ترازنامه يا تاريخ ديگري كه ارزيابي در آن تاريخ به عمل مي آيد بدست آورد و از بين اين دو مبلغ هر كدام را كه كمتر است به عنوان ارزش موجودي هاي كالا انتخاب كرده و در صورتحساب ها ثبت نمود.
به عبارت ديگر اگر قيمت بازار كمتر از قيمت تمام شده باشد، موجودي هاي كالا بر حسب قيمت بازارشان در ترازنامه گزارش مي شوند و زيان ناشي از كاهش ارزش موجودي هاي مواد و كالا به عنوان هزينه كاهش ارزش، به حساب درآمدهاي دوره اي منظور مي گردد كه اين زيان واقع شده است.
مثلاً اگر كالايي در دي ماه 1390 به مبلغ 100.000 ريال خريداري شود و در پايان سال 1390 جزء موجودي هاي پاين دوره بوده و ارزش جايگزيني آن 90.000 ريال باشد، موجودي هاي كالاي مزبور را بايد به مبلغ 90.000 ريال ارزشيابي نمود و مبلغ 10،000 ريال مابه التفاوت را به حساب سود و زيان سال 1390 منظور نمود.
قاعده اقل بهاي تمام شده يا قيمت بازار مبتني بر 2 اصل اساسي حسابداري به شرح زير مي باشد:
1- اصل احتياط يا محافظه كاري، در ارتباط با ترازنامه مي باشد و حاكي از آن است كه موجودي هاي كالا به عنوان يكي از اقلام دارايي بايد به اقل قيمت گزارش شود.
2- اصل تطابق هزينه با درآمد، كه زيان كاهش ارزش موجودي هاي كالا بايد در دوره اي به عنوان زيان شناسايي شود كه كاهش ارزش در آن دوره رخ داده است.
تعيين قيمت موجودي كالا در بازار روز:
مسئله اي كه در كاربرد قاعده اقل بهاي تمام شده يا قيمت بازار وجود دارد، فقدان يك قيمت واحد براي ارزشيابي موجودي هاست زيرا قيمت يك كالا در بازار هاي خريد معمولاً كمتر از قيمت آن در بازار فروش است. قيمت بازار معمولاً به سه گروه طبقه بندي مي شوند:
الف) ارزش جايگزيني: عبارتست از بهايي كه براي جايگزين كردن كالاي موجود با كالاي نظير آن بايستي پرداخت شود و شامل بهاي خريد به علاوه هزينه هاي مربوط از قبيل هزينه هاي خريد، حمل و نقل مي باشد.
ب) ارزش خالص بازيافتني: عبارتست از قيمت فروش منهاي هزينه هايي كه براي بازاريابي و فروش محصول مورد نظر لازم است. اين رقم حداكثر مبلغي است كه به عنوان قيمت بازار مي توان در كاربرد قاعده اقل قيمت تمام شده يا قيمت بازار مورد استفاده قرار داد.
اگر ارزش جايگزيني بيشتر از خالص ارزش بازيافتني باشد، ارزش خالص بازيافتني به عنوان سقف يا حد بالاي قيمت بازار مورد استفاده قرار مي گيرد.
ج) ارزش خالص بازيافتني منهاي سود نامتعارف: اگر حداقل سودي كه در شرايط عادي و متعارف از فروش كالا نصيب واحد تجاري مي شود از ارزش خالص بازيافتني آن كالا كسر شود مبلغي حاصل خواهد شد كه ميتوان آن را به عنوان حداقل قيمت بازار در كاربد اقل قيمت تمام شده مورد استفاده قرار داد.
اگر ارزش جايگزيني كمتر از ارزش خالص بازيافتني منهاي سود متعارف باشد، به جاي ارزش جايگزيني بايد از ارزش خالص بازيافتني منهاي سود متعارف كه پايه يا حد پايين قيمت بازار محسوب مي شود استفاده شود. ارزش جايگزيني ، ارزش خالص بازيافتني( سقف يا حد بالا) و ارزش خالص بازيافتني منهاي سود متعارف ( پايه يا حد پايين) سه امكان در انتخاب قيمت بازاري است كه بايد در قيمت تمام شده مقايسه شود. از سه قيمت بالا، معمولا" قيمتي انتخاب مي شود كه ارزش مياني را داراست يعني از يكي كمتر و از ديگري بيشتر.
منبع: مرجع تخصصی حسابداران ایران - شجاعی
با احترام...