۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۲۲ ب.ظ
* بهاره شفیعزاده
حسابداری استفاده از روش ارزش منصفانه روش اندازهگیری داراییها و بدهیها براساس برآورد ارزش فعلی آنها طي دو هفته گذشته افزایش چشمگیری داشته است .
این امر نشاندهنده مهاجرتی بزرگ از سنت صد ساله دفترداری در حسابداری بهای تمام شده است ؛ به علاوه ، این روش دارای مفاهیمی در گستره دنیای تجارت است ، زیرا مبنای حسابداری خواه ارزش جاری یا بهای تمام شده تاریخی ، انتخابهای سرمایهگذاری و تصمیمهای مدیریت را تحت تاثیر قرار داده و بر کل فعالیتهای اقتصادی تاثیر میگذارد .
استدلال حسابداری ارزش منصفانه این است که این روش ، اطلاعات حسابداری مربوطتری را ارائه میدهد . در حالی که حسابداری بهای تمام شده تاریخی محافظهکارانهتر و قابلاتکاتر است . حسابداری ارزش منصفانه به دلیل برخی رویههای مشکوک در دوره منتهی به سقوط وال استریت در سال 1929 مورد انتقاد شدید قرار گرفت و تقریبا از دهه 1930 تا 1970 توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار ايالات متحده ممنوع شد . اما بحران مالی سال 2008، استفاده مجدد از آن را به ارمغان آورد .
برخی از محققان و افراد حرفهای گسترش استفاده از ارزش منصفانه به عنوان معیار سنجش عملکرد مبتنی بر حسابداری را به دلیل فعالیت بانکداران و مدیران در طول دوره منتهی به بحران میدانستند . به ویژه ، همزمان با افزایش قیمت داراییها در سال 2008 ، سود ناشی از استفاده از روش ارزش منصفانه در مورد داراییهایی که بازار فعال داشتند ، در محاسبه سود خالص شناسایی شد ، بنابراین برای محاسبه پاداش مدیران (که مبتنی بر سود خالص است) مورد استفاده قرار گرفت و بعد از اینکه قیمت داراییها شروع به کاهش كرد ، بسیاری از مدیران مالی ، ارزش منصفانه را به دلیل شتاب در شناسایی این کاهش (شناسایی کاهش قیمتها قبل از وقوع آن) مورد انتقاد قرار دادند .
هنوز ، هم اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) در ایالات متحده آمریکا و هم استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی (IFRS) ، که در بیش از 100 کشور در سراسر جهان اجرا و بهکار گرفته میشوند ، به طور گستردهای از ارزش منصفانه استفاده میکنند . به عنوان مثال ، میتوان به حسابداری مربوط به ابزارهای مشتقه و مصونسازی ، سهام تشویقی کارکنان ، داراییهای مالی و سرقفلی اشاره كرد .
یک دلیل ظهور حسابداری ارزش منصفانه در حسابداری مالی ، این است که بازارهای مالی کارآ هستند و قیمت عمومی آنها معیار قابل اتکایی برای سنجش است . تحقیقات دانشگاهی حسابداری در دهه 80 و 90 ميلادي ، تاثیر زیادی بر تغییر دیدگاهها نسبت به قابلیت اتکای روشهای بهای تمام شده و ارزش منصفانه داشتند . در مقالهای که در مه 2012 در مجله «Accounting and Economics» تحت عنوان «پیش به سوی درک نقش استانداردگذاران در فرآیند تدوین استاندارد» به چاپ رسید ، از جنبه دیگری به این موضوع پرداخته شد . این مطالعه تمام اعضای هیات تدوین استانداردهای حسابداری GAAP را از آغاز به کار آن از سال 1973 تا 2006 در بر میگرفت . در این تحقیق ، سوابق این افراد و ماهیت استانداردهایی که پیشنهاد دادهاند ، بررسی شده است . همچنین ، به منظور پیشگیری از تعصب و سوگیری محقق ، از ارزیابیهای بزرگترین موسسات حسابرسی در خصوص استانداردها که در آرشیو هیات تدوین استانداردهای حسابداری (FASB ) نگهداری میشود ، استفاده شده است . FASB برقراری توازن بین دو ویژگی اصلی حسابداری یعنی قابلیت اتکا و مربوط بودن را به رسمیت میشناسد و افزایش استفاده از حسابداری ارزش منصفانه را با بحث در مورد افزایش مربوط بودن حسابداری توجیه میکند . از سویی دیگر ، بسیاری از دانشگاهیان ، معتقدند حسابداری ارزش منصفانه ، قابليت اتکای گزارشگری مالی را کاهش میدهد .
تحقیقات نشان داد که سوابق تدوینکنندگان استاندارد در FASB بر نوع استانداردهایی که پیشنهاد میدهند ، تاثیرگذار است . نکته قابل توجه اینکه ، افرادی با پیشینه خدمات مالی – در زمینه مدیریت سرمایهگذاری - گرایش بیشتری به روشهای ارزش منصفانه دارند . قبل از 1993 ، اعضای FASB شامل افراد با سابقه در زمینه خدمات مالی نبودند ؛ در حالی که در حال حاضر این افراد بیش از یک چهارم اعضا را تشکیل میدهند . ارتباط بین طرح ارزش منصفانه و سابقه خدمات مالی ، به موارد متعددی بستگی دارد ، از جمله تصدی سمت هیات مدیره توسط اعضا ، وابستگیهای سیاسی ، پیشینه فعالیت اعضا در کمیسيون بورس و اوراق بهادار ، شرایط اقتصاد کلان و تعصباتی که گاهی در میان موسسات حسابرسی بزرگ وجود دارد .
شواهد تجربی وجود دارد که بحث يادشده را تایید میکند. به طور مثال ، موسسات سرمایهگذاری ، به شدت از بهکارگیری ارزش منصفانه در زمان طرح بیانیه 157 FASB حمایت کردند و در سالهای 2000 و 2001 سه موسسه سرمایهگذاری بزرگ گلدمن ساچ ، مورگان استنلی و مریل لينچ حامیان مشتاق برای استفاده از ارزش منصفانه برای فعالیتهای مربوط به ادغام و تحصیل بودند .
انگیزههای افرادی که به خدمات مالی مشغولند ، برای حمایت از حسابداری ارزش منصفانه ، بسیار پیچیده و متعدد است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود . اول اینکه ، موسسات سرمایهگذاری به استفاده از روش ارزش منصفانه در کسب و کار خود عادت کردهاند تا از طریق آن بتوانند ترازنامههایی خاصِ مدیریت با هدف مدیریت ریسک تهیه كنند و این روش موجب شکلدهی به عملکرد آنها در قالب استانداردهای گزارشگری مالیِ عمومی میشود . دوم اینکه سود در GAAP بیشتر بر مبنای ارزش منصفانه تعریف شده است تا بهای تمام شده تاریخی و این امر شناسایی سود را به خصوص در زمان افزایش قیمت داراییها ، تسریع میبخشد و تا زمانی که پاداشهای مدیریتی بر مبنای اعداد سود GAAP هستند ، مدیران مالی نیز در نظام ارزش منصفانه ، پاداشهای بیشتری کسب میکنند . سوم اینکه ، استفاده از ارزش منصفانه به منظور تعیین زیان سرقفلی ناشی از ادغام و تحصیل (به جای رویکرد مستهلک کردن بر مبنای بهای تمام شده تاریخی) به طور میانگین ، منجر به سود کمتری میشود ، بنابراین موجب افزایش فعالیتهای مربوط به ادغام و تحصیل که یک
منبع درآمد عمده برای موسسات سرمایهگذاری است ، میشود .
آیا این به این معنی است که فرآیند انتخاب اعضای FASB بر منافع مالی شرکتها تاثیرگذار است ؟ نمیتوان به طور قطع چنین چیزی بیان کرد . این اعضا از طریق هیات امنای حسابداری مالی خصوصی که تحت تاثیر کمیسیون بورس و اوراق بهادار است ، انتخاب میشوند . افزایش نسبت اعضای FASB که دارای سابقه مالی بودهاند نشاندهنده رشد در آن صنعت است . به علاوه ، FASB و SEC معمولا به مدیریت داراییها به عنوان بخش جداگانهاي از خدمات مالی نگاه نمیکنند بلکه آن را به عنوان یک استفادهکننده از اطلاعات حسابداری که نیاز به محافظت دارد ، قلمداد میکنند . در هر صورت ، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا توضیح دهد که چرا ارائه خدمات مالی افزایش یافته است . اما آنچه که روشن است این است که میزان ارائه اینگونه خدمات ، تحت تاثیر استانداردهای حسابداری افزایش یافته است .
منبع :
Ramanna, Karthik. 2013. “Why “Fair Value” Is the Rule”, Harvard Bussiness Review
* کارشناس بازار سرمایه
* دنیای اقتصاد
حسابداری استفاده از روش ارزش منصفانه روش اندازهگیری داراییها و بدهیها براساس برآورد ارزش فعلی آنها طي دو هفته گذشته افزایش چشمگیری داشته است .
این امر نشاندهنده مهاجرتی بزرگ از سنت صد ساله دفترداری در حسابداری بهای تمام شده است ؛ به علاوه ، این روش دارای مفاهیمی در گستره دنیای تجارت است ، زیرا مبنای حسابداری خواه ارزش جاری یا بهای تمام شده تاریخی ، انتخابهای سرمایهگذاری و تصمیمهای مدیریت را تحت تاثیر قرار داده و بر کل فعالیتهای اقتصادی تاثیر میگذارد .
استدلال حسابداری ارزش منصفانه این است که این روش ، اطلاعات حسابداری مربوطتری را ارائه میدهد . در حالی که حسابداری بهای تمام شده تاریخی محافظهکارانهتر و قابلاتکاتر است . حسابداری ارزش منصفانه به دلیل برخی رویههای مشکوک در دوره منتهی به سقوط وال استریت در سال 1929 مورد انتقاد شدید قرار گرفت و تقریبا از دهه 1930 تا 1970 توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار ايالات متحده ممنوع شد . اما بحران مالی سال 2008، استفاده مجدد از آن را به ارمغان آورد .
برخی از محققان و افراد حرفهای گسترش استفاده از ارزش منصفانه به عنوان معیار سنجش عملکرد مبتنی بر حسابداری را به دلیل فعالیت بانکداران و مدیران در طول دوره منتهی به بحران میدانستند . به ویژه ، همزمان با افزایش قیمت داراییها در سال 2008 ، سود ناشی از استفاده از روش ارزش منصفانه در مورد داراییهایی که بازار فعال داشتند ، در محاسبه سود خالص شناسایی شد ، بنابراین برای محاسبه پاداش مدیران (که مبتنی بر سود خالص است) مورد استفاده قرار گرفت و بعد از اینکه قیمت داراییها شروع به کاهش كرد ، بسیاری از مدیران مالی ، ارزش منصفانه را به دلیل شتاب در شناسایی این کاهش (شناسایی کاهش قیمتها قبل از وقوع آن) مورد انتقاد قرار دادند .
هنوز ، هم اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) در ایالات متحده آمریکا و هم استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی (IFRS) ، که در بیش از 100 کشور در سراسر جهان اجرا و بهکار گرفته میشوند ، به طور گستردهای از ارزش منصفانه استفاده میکنند . به عنوان مثال ، میتوان به حسابداری مربوط به ابزارهای مشتقه و مصونسازی ، سهام تشویقی کارکنان ، داراییهای مالی و سرقفلی اشاره كرد .
یک دلیل ظهور حسابداری ارزش منصفانه در حسابداری مالی ، این است که بازارهای مالی کارآ هستند و قیمت عمومی آنها معیار قابل اتکایی برای سنجش است . تحقیقات دانشگاهی حسابداری در دهه 80 و 90 ميلادي ، تاثیر زیادی بر تغییر دیدگاهها نسبت به قابلیت اتکای روشهای بهای تمام شده و ارزش منصفانه داشتند . در مقالهای که در مه 2012 در مجله «Accounting and Economics» تحت عنوان «پیش به سوی درک نقش استانداردگذاران در فرآیند تدوین استاندارد» به چاپ رسید ، از جنبه دیگری به این موضوع پرداخته شد . این مطالعه تمام اعضای هیات تدوین استانداردهای حسابداری GAAP را از آغاز به کار آن از سال 1973 تا 2006 در بر میگرفت . در این تحقیق ، سوابق این افراد و ماهیت استانداردهایی که پیشنهاد دادهاند ، بررسی شده است . همچنین ، به منظور پیشگیری از تعصب و سوگیری محقق ، از ارزیابیهای بزرگترین موسسات حسابرسی در خصوص استانداردها که در آرشیو هیات تدوین استانداردهای حسابداری (FASB ) نگهداری میشود ، استفاده شده است . FASB برقراری توازن بین دو ویژگی اصلی حسابداری یعنی قابلیت اتکا و مربوط بودن را به رسمیت میشناسد و افزایش استفاده از حسابداری ارزش منصفانه را با بحث در مورد افزایش مربوط بودن حسابداری توجیه میکند . از سویی دیگر ، بسیاری از دانشگاهیان ، معتقدند حسابداری ارزش منصفانه ، قابليت اتکای گزارشگری مالی را کاهش میدهد .
تحقیقات نشان داد که سوابق تدوینکنندگان استاندارد در FASB بر نوع استانداردهایی که پیشنهاد میدهند ، تاثیرگذار است . نکته قابل توجه اینکه ، افرادی با پیشینه خدمات مالی – در زمینه مدیریت سرمایهگذاری - گرایش بیشتری به روشهای ارزش منصفانه دارند . قبل از 1993 ، اعضای FASB شامل افراد با سابقه در زمینه خدمات مالی نبودند ؛ در حالی که در حال حاضر این افراد بیش از یک چهارم اعضا را تشکیل میدهند . ارتباط بین طرح ارزش منصفانه و سابقه خدمات مالی ، به موارد متعددی بستگی دارد ، از جمله تصدی سمت هیات مدیره توسط اعضا ، وابستگیهای سیاسی ، پیشینه فعالیت اعضا در کمیسيون بورس و اوراق بهادار ، شرایط اقتصاد کلان و تعصباتی که گاهی در میان موسسات حسابرسی بزرگ وجود دارد .
شواهد تجربی وجود دارد که بحث يادشده را تایید میکند. به طور مثال ، موسسات سرمایهگذاری ، به شدت از بهکارگیری ارزش منصفانه در زمان طرح بیانیه 157 FASB حمایت کردند و در سالهای 2000 و 2001 سه موسسه سرمایهگذاری بزرگ گلدمن ساچ ، مورگان استنلی و مریل لينچ حامیان مشتاق برای استفاده از ارزش منصفانه برای فعالیتهای مربوط به ادغام و تحصیل بودند .
انگیزههای افرادی که به خدمات مالی مشغولند ، برای حمایت از حسابداری ارزش منصفانه ، بسیار پیچیده و متعدد است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود . اول اینکه ، موسسات سرمایهگذاری به استفاده از روش ارزش منصفانه در کسب و کار خود عادت کردهاند تا از طریق آن بتوانند ترازنامههایی خاصِ مدیریت با هدف مدیریت ریسک تهیه كنند و این روش موجب شکلدهی به عملکرد آنها در قالب استانداردهای گزارشگری مالیِ عمومی میشود . دوم اینکه سود در GAAP بیشتر بر مبنای ارزش منصفانه تعریف شده است تا بهای تمام شده تاریخی و این امر شناسایی سود را به خصوص در زمان افزایش قیمت داراییها ، تسریع میبخشد و تا زمانی که پاداشهای مدیریتی بر مبنای اعداد سود GAAP هستند ، مدیران مالی نیز در نظام ارزش منصفانه ، پاداشهای بیشتری کسب میکنند . سوم اینکه ، استفاده از ارزش منصفانه به منظور تعیین زیان سرقفلی ناشی از ادغام و تحصیل (به جای رویکرد مستهلک کردن بر مبنای بهای تمام شده تاریخی) به طور میانگین ، منجر به سود کمتری میشود ، بنابراین موجب افزایش فعالیتهای مربوط به ادغام و تحصیل که یک
منبع درآمد عمده برای موسسات سرمایهگذاری است ، میشود .آیا این به این معنی است که فرآیند انتخاب اعضای FASB بر منافع مالی شرکتها تاثیرگذار است ؟ نمیتوان به طور قطع چنین چیزی بیان کرد . این اعضا از طریق هیات امنای حسابداری مالی خصوصی که تحت تاثیر کمیسیون بورس و اوراق بهادار است ، انتخاب میشوند . افزایش نسبت اعضای FASB که دارای سابقه مالی بودهاند نشاندهنده رشد در آن صنعت است . به علاوه ، FASB و SEC معمولا به مدیریت داراییها به عنوان بخش جداگانهاي از خدمات مالی نگاه نمیکنند بلکه آن را به عنوان یک استفادهکننده از اطلاعات حسابداری که نیاز به محافظت دارد ، قلمداد میکنند . در هر صورت ، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا توضیح دهد که چرا ارائه خدمات مالی افزایش یافته است . اما آنچه که روشن است این است که میزان ارائه اینگونه خدمات ، تحت تاثیر استانداردهای حسابداری افزایش یافته است .
منبع :Ramanna, Karthik. 2013. “Why “Fair Value” Is the Rule”, Harvard Bussiness Review
* کارشناس بازار سرمایه
* دنیای اقتصاد
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "

