4
ارسالها:
1
موضوعها:
فروردین ۱۳۹۴
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: برنامه نویسی
سپاس دادهشده: 0
سپاس گرفتهشده: 1 بار در 1 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۰۳ ق.ظ
(آخرین تغییر در ارسال: ۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۰۴ ق.ظ توسط myaccounting.)
دوستان اینو می دونم که حسابهایی که از جیبه ما پول خارج می کنن ماهیتا بدهکار هستن مثله حسابه هزینه ها.....ولی حسابی مثله بانک یا صندوق چرا باید ماهیتا بده کار باشند...اینها که دایما پول واردشون می شه.
4,061
ارسالها:
1,480
موضوعها:
اسفند ۱۳۹۱
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: حسابرس داخلی
سپاس دادهشده: 2082
سپاس گرفتهشده: 9321 بار در 3591 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۱۱ ق.ظ
سلام دوست عزيز
ابتدا از طرف كلیه اعضای فروملرن خدمت شما خیرمقدم عرض میكنم، به سایت خودتان خوشآمدید!
جساراتاً فرمايش شما كه صحيح نمي باشد، لطفاً در اين باره تاپيك زير را مشاهده نمائيد:
بدهکار بستانکار از دید مشتری است یا شرکت خودمان
بانك و صندوق جزء داراييها مي باشند كه ماهيت داراييها بدهكار است.
با احترام...
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "
4
ارسالها:
1
موضوعها:
فروردین ۱۳۹۴
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: برنامه نویسی
سپاس دادهشده: 0
سپاس گرفتهشده: 1 بار در 1 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۵۷ ق.ظ
با تشکر...من خوندم و به جوابی که می خواستم نرسیدم....نمی دونم کجایه گفته من غلط بود....وقتی پول وارد بانک می شه بانک بده کار می شه ولی چرا دوست دارم به یه جوابه عمیق تر برسم....یعنی حسابه بانک به من بده کاری می شه......شاید این گفته من که چون پول از جیبه ما خارج می کنه بده کار می شه برای هزینه ها درستتر باشه
4,061
ارسالها:
1,480
موضوعها:
اسفند ۱۳۹۱
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: حسابرس داخلی
سپاس دادهشده: 2082
سپاس گرفتهشده: 9321 بار در 3591 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۱:۱۳ ق.ظ
خواهش ميكنم
شما فرموديد كه حسابهايي كه نقدينگي را از شما دريافت ميكنند بدهكار هستند كه بنده گفتم اشتباه است، بنابراين مطابق گفته جنابعالي ح. پرداختني يا ماليات تكليفي بايد ماهيت بدهكار داشته باشند درصورتي كه كاملاً برعكس است.
حالا بانك به كنار، وقتي شما يك زمين خريداري ميكنيد، حساب زمين را در قسمت بدهكار ثبت مينمائيد. آيا حالا زمين به شما بدهكار است؟!
دوست عزيزم، واژه بدهكار و بستانكار در تئوری حسابداري تعريف شده است و از ديد اشخاص نميباشد. بنابراين فرمايش شما نميتواند صحيح باشد.
اميدوارم در اين باره ديگر دوستان و اساتيد عزيز شما رو راهنمايي كنند.
با احترام...
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "
4
ارسالها:
1
موضوعها:
فروردین ۱۳۹۴
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: برنامه نویسی
سپاس دادهشده: 0
سپاس گرفتهشده: 1 بار در 1 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۲:۵۷ ب.ظ
با تشکر خودم جوابش رو پیدا کردم:
بدهکار و بستانکار بخشی از زبان حسابداری به حساب می آیند و برای پاسخ به این سوال قبل از هر چیز باید یک سوال اساسی تر پاسخ داده شود. "زبان حسابداری چیست؟" و برای پاسخ به این سوال باید در وهله اول جواب سوال دیگری را بیابیم "زبان چیست؟"
زبان قراردادی است اجتماعی بین انسان ها تا سیستمی را بوجود بیاورند برای برقراری ارتباط دریک اجتماع. مثلا کسانی که از سیستم قراردادی زبان فارسی استفاده می کنند به انباشتگی بسیار بزرگی از سنگ خاک و آهک در یک منطقه "کوه" می گویند. به عبارتی دیگر این قرارداد بین آنها یا پدران سالهای خیلی دور آن ها ثبت شده که وقتی صدای از دهانشان خارج می شود که باقی آن را "کوه" می شنوند منظورشان چیست. از آنجای که این قرارداد های اجتماعی بن پایه قوانین علوم انسانی هستند واژه کوه قانونی نانوشته شد برای بیان مفهومی مشخص.
اگر به سایت انجمن زبان شناسی ایران رجوع کنیم معنی زبان را این گونه یافت می کنیم:
زبان یک سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانه های کلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهم ارتباطات و اندیشه ها به کاربرده می شود.
بعد از اشاره به قراردادی بودن زبان بد نیست یک نمونه قرارداد علمی دیگر را هم بررسی کنیم.
فرضیه ای ارائه شد که آب با دریافت مقدار مشخصی حرارت به حالت گاز و مقدار مشخصی سرما به حالت جامد در می آید. آزمایش های متعدد نشان داد که این مقدار حرارت در موارد مختلف بسیار نزدیک است. نظریه درجه بخار آب ایجاد شد. اما چگونه این فرضیه ثابت و به قانون تبدیل می شد. آب را به همراه جیوه ای درون لوله ای شیشه ای در مکانی نزدیک به دریا یعنی مکانی بدون ارتفاع به حالت گاز درآوردند. نقطه ای که جیوه درون لوله نشان می داد را نشانه گذاری کردند، در مرحله بعد آب را به صورت جامد درآوردند و دو مرتبه نشانه ای در نقطه جیوه نشان می داد قرار دادند. تکرار این آزمایش روشن ساخت که آب در مکان بدون ارتفاع همیشه در نقطه اولی که نشان گذاری شده بود به گاز تبدیل می شود و در نقطه دوم جامد.
دانشمندان فاصله بین دو نقطه به صورت قراردادی به صد قسمت مساوی تقسیم کردند. هر قسمت را به صورت قراردادی سانتی گراد نامیدن که از دو واژه لاتین سنتون به معنای صدگان یا صدتا و گرادوس به معنی گام یا مرحله تشکیل می شد. قراردادی که برای درجه بندی لوله پر از جیوه گذارده شد پایه یکی از مهمترین و مستحکم ترین قانون های علوم طبیعه و علم فیزیک است "آب در صد درجه سانتی گراد بخار می شود و در صفر در جه سانتی گراد یخ می بندد"
به صورت کلی تعریفی از "زبان" و به نوعی "قرارداد" و "قانون" گفته شد. حال می توانیم پاسخ سوال اول را بدهیم.
البته باید توجه داشت ضرورت و استحکام قرارداد و قانون در علوم انسانی و علوم طبیعی متفاوت است. جهت دانستن این تفاوت ها باید آشنایی بیشتری با این دو نوع علم داشت.
به هر حال پاسخ این سوال را که "زبان حسابداری چیست؟" را اینگونه می دهیم:
قراردادی سیستماتیک است بین حسابداران تا وسیله ای ایجاد شود برای ارتباط مفهومی و نظری این قشر از جامعه . از آنجای که حسابداری یک علم (زیر شاخه علوم انسانی) است این قرارداد موجبات قوانین اصلی این را فراهم می کند.
حال یک مثال ساده. ما حسابداران در زبان خودمان از کلید واژه "طرف بدهکار" یا "طرف بستانکار" یک حساب بسیار استفاده می کینم.
بدهکار و بستانکار از سه واژه اصلی تشکیل شده است. بدهی ، ستاندن، کار( با مفهوم فعالیت عمل یا Job) خود این سه واژه توسط نسل های پیش از ما ایجاد شد. این نسل ها قرارداد کردند به کسی که فعالیتی به گردن دارد که همانا پرداخت بدهی است بدهکار و به کسی که خواستار ستاندن مبلغ است بستانکار گفته شد.
در واقع آن زمان که ایتالیایی ها و بلاخص پاچیولی ریاضی دان به خاطر قرابتی که با خانه پاپ ، حاکم مذهبی اروپا در آن دوران ، فعالیت های مالی بسیاری را تجربه کردند و نگاه آنان به اعداد مالیه و صورت حساب ها متفاوت شد و موفق شدند سیستم حسابداری دو طرفه را طرح ریزی کنند از اصطلاح چپ و راست حساب استفاده می کردند.
اما نظریه و فرضیه شخصیت انسانی یک حساب در علم حسابداری بوجود بیایید به این معنی که یک حساب مثل حساب صندوق فقط یک برگه از دفتر کل نیست بلکه فرض می شود شخصیتی انسانی است به نام آقای صندوق. (آدم یاد رمان راز فال ورق نوشته یوستین گورمی افتد) اینطور این آزمایش ذهنی انجام می شود که وقتی شما مبلغی را به آقای صندوق می دهید آقای صندوق فعالیتی دارد که آن هم پرداخت بدهی به شماست (بدهکار) و وقتی آقای صندوق مبلغی به شما می دهد فعالیت و خواسته ای دارد که در واقع ستاندن آن مبلغ است (بستانکار). تکرار این آزمایش ذهنی روی سایر حساب ها مانند حساب های دریافتنی ، سرمایه ، حساب های پرداختنی نتیجه یکسان داشت و موجبات قراردادی را فراهم کرد که به دست راست هر حساب بدهکار گفته شود و به دست چپ هر حساب بستانکار (در زبان های لاتین که سمت نوشتاری آن از چپ به راست است این نامگذاری به صورت برعکس می باشد)
این قرارداد در زبان حسابداری قانونی شد برای علم حسابداری که خود پایه ریز سایر نظریه ها ، فرضیه ها و قوانین حسابداری گردید.
4,061
ارسالها:
1,480
موضوعها:
اسفند ۱۳۹۱
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: حسابرس داخلی
سپاس دادهشده: 2082
سپاس گرفتهشده: 9321 بار در 3591 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۰۱:۴۳ ب.ظ
خواهش مي كنم دوست عزيز
البته اين پاسخ در سايت فام مطرح گرديده است كه به طور كلي قسمت هايي از آن اشتباه مي باشد كه درباره آن بحثي نميكنم، اما همان طور كه بنده در ارسال قبل خدمت شما عرض كردم به اين نكته اشاره كرده است كه واژه بدهكار و بستانكار بعنوان يك قائده و قانون در حسابداري تعريف شده است. بنابراين برداشت شما با توجه به مطالبي كه بيان كردم اشتباه بوده است، به هر حال اميدوارم اكنون اين قضيه براي جنابعالي روشن شده باشد.
با احترام...
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "
282
ارسالها:
55
موضوعها:
تير ۱۳۹۳
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: حسابداری
سپاس دادهشده: 969
سپاس گرفتهشده: 625 بار در 203 ارسال
۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۱۵ ب.ظ
(آخرین تغییر در ارسال: ۱۱ فروردین ۱۳۹۴، ۱۰:۱۶ ب.ظ توسط alipesaraklu.)
با سلام و احترام.و با کسب اجازه از دوست عزیز جناب آقای معدلی
تحلیل بنده از ماهیت حسابها به شرح زیر است.
همه میدانیم که معادله حسابداری به قرار زیر میباشد.
دارائی ها = بدهی ها + حقوق صاحبان سهام
اگر در این معادله دقت شود دیده میشود که دارائی ها در سمت راست معادله و بدهی ها و حقوق صاحبان سهام در سمت چپ معادله میباشند. در ضمن جایگاه عوامل معادل حسابداری نیز در ترازنامه که به شکل T می باشد به همین منوال است . یعنی دارائی ها در سمت راست ترازنامه و بدهی و حقوق صاحبان سهام در سمت چپ ترازنامه قرار دارد.
بنابراین با اندکی تامل میتوان به این نتیجه رسید که دارائی ها دارای ماهیت بدهکار و بدهی و حقوق صاحبان سهام دارای ماهیت بستانکار میباشند.
و اما در مورد درآمد و هزینه :
از آنجا که درآمد باعث افزایش حقوق صاحبان سهام میشود پس ماهیت آن همانند حقوق صاحبان سهام میباشد ولی از آنجا که هزینه ها کاهش حقوق صاحبان سهام را به دنبال دارد پس ماهیت آن عکس ماهیت حقوق صاحبان سهام میباشد.
با تشکر
خدایا تو را شکر - نه به خاطر دادهات و ندادهات - بلکه تو را شکر، به خاطر اینکه تو خدای منی و من بنده تو - تو را شکر به خاطر اینکه خدا تویی و خدایی فقط سزاوار توست
4
ارسالها:
1
موضوعها:
فروردین ۱۳۹۴
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: برنامه نویسی
سپاس دادهشده: 0
سپاس گرفتهشده: 1 بار در 1 ارسال
۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ۰۷:۴۳ ق.ظ
(آخرین تغییر در ارسال: ۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ۰۷:۴۴ ق.ظ توسط myaccounting.)
سلام دوست عزیز با تشکر که جواب دادین
ببین دوسته عزیز من احساس می کنم همه یه چیز هایی می دونن و لی در چرایی و فلسفی بودن موضوع من هنوز جوابی نگرفتم.....دارایی های به کی و چی بدهکار هستن؟ اگه مفهوم بدهکار و بستانکار به معنی و مفهوم عوام و رایجش نیست پس به معنی چی هست؟ اینکه صرفا چون یه حسابی سمته راسته یه معدله است پس ذاتا بدهکار هست زیاد قانع کننده نیست
4,061
ارسالها:
1,480
موضوعها:
اسفند ۱۳۹۱
تاریخ عضویت:
تخصص/ سمت: حسابرس داخلی
سپاس دادهشده: 2082
سپاس گرفتهشده: 9321 بار در 3591 ارسال
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۴۰ ب.ظ
(۱۲ فروردین ۱۳۹۴، ۰۷:۴۳ ق.ظ)myaccounting نوشته: ببین دوسته عزیز من احساس می کنم همه یه چیز هایی می دونن و لی در چرایی و فلسفی بودن موضوع من هنوز جوابی نگرفتم.....دارایی های به کی و چی بدهکار هستن؟ اگه مفهوم بدهکار و بستانکار به معنی و مفهوم عوام و رایجش نیست پس به معنی چی هست؟ اینکه صرفا چون یه حسابی سمته راسته یه معدله است پس ذاتا بدهکار هست زیاد قانع کننده نیست
سلام دوست گرامی
کمی دیر متوجه این موضوع شدم و فراموش کرده بودم که پاسخ شما را بدهم. حالا که شما به دنبال فلسفی بودن موضوع هستید، پیشنهاد می کنم کتاب های تئوری حسابداری مانند تئوری هندریکسون و تئوری دکتر شباهنگ را که در تايپیک
متفرقه: کتاب های تئوری حسابداری قرار داده شده است دریافت و استفاده نمائید.
هرچند که به نظر می رسد مطالب کتاب های فوق برای شما کمی سنگین باشد، اما امیدوارم که بتوانید پاسخ خود را بیابید.
با احترام...
" برای حمايـت از ما، لطفاً بر روی بنرهای تبليغاتی سايت كليك نمائيد "
" اگر کسی خوبیهای تو را فراموش کرد، تو خوب بودن را فراموش نکن... "
" ای کاش یاد بگیریم، برای خالی کردن خودمان؛ کسی را لبریز نکنیم... "
" تنها « زمان » است كه دوست داشتن را ثابت می كند، نه « زبان »... "